سنتِ بیتحمیل
دیباچهنویسی و تحمیدیهنویسی سنت دیرین شاعران و نویسندگان ما بوده در طول تاریخ. بزرگترین آثار نظم و نثر ما به این سنت آذین بستهاند. این درست است که این فرهنگ و سنت در دورههایی، بنا به تغییرات سیاسی و اجتماعی و دینی، تغییراتی داشته و باید هم داشته باشد و طبیعی است، اما صِرف ذکر نام خدا را تحمیلی خواندن اشتباه است. نه فقط در تحمیدیهها که حمد و سپاس و ستایش شاعر و نویسنده از خدا و نبی و ولی است، که در دیباچهها هم نویسندگان بر این بودند که بخشی از دیباچه را به نام و یاد خدا و سپاس از او اختصاص دهند.
ازیمحوری یا لوسپروری؟
سر زبان افتاده که «دیروز مردسالاری بود، بعد شد زنسالاری و حالا کودکسالاری» و بین مربیان و معلمان اینطور که «دیروز معلمسالاری بود و امروز دانشآموزسالاری» و من حتی از نوشتن این جملات در این متن هم حالم بد میشود چه رسد به اینکه صدق این گزارهها را قبول داشته باشم. این گزارهها همان اندازه که مشهورند و رایج، همان اندازه هم سستبنیاد و حتی غلطاند.
قرآنِ ادبی یا قرآنِ علمی؟»
ادبیات و متن ادبی اصل و تعریف اول نیست. به زبان دیگر، ادبیات در اینجا به معنی ایجاد متن خلاقه نیست، بلکه به معنی کارکرد ابزاری زبان برای رساندن مخاطب به درک بهتر است. همین. لذا خداوند با این مقصود که امری الهی و اصولی بنیادین و اساسی را ابلاغ کند، متنی نازل میکند که سراسر علم است و حکمت و حقیقت، و برای کمک به مخاطب برای درک بهتر این حقایق و مسائل، از ابزار زبان و ترفندهای ادبی استفاده میکند.